تبلیغات اینترنتیclose
بدون نقشه جامع علمی ، درخت بی ميوه ايم
شبکه
وبلاگی برای برنامه نویسان و وبکاران
درباره وبلاگ


وبلاگی برای برنامه نویسان و وبکاران

آمار کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
ثبت نام عضو جدید
فراموشي رمز عبور

خبرنامه
جستجو
آمار وبلاگ
  • آنلاین : 1
  • بازدید امروز : 13
  • بازدید دیروز : 2
  • بازدید هفته گذشته : 16
  • بازدید ماه گذشته : 30
  • بازدید سال گذشته : 536
  • کل بازدید : 2977
  • کل مطالب : 9
  • نظرات : 0
  • رنک گوگل :

بدون نقشه جامع علمی ، درخت بی ميوه ايم

 

  روزنامه جام جم : طراحی و تصويب سند چشم‌انداز 20 ساله نظام جمهوری اسلامی ايران و طرح موضوع دستيابی به رتبه اول منطقه‌ای در عرصه علم و فناوری در اين سند و همچنين تربيت تعداد قابل توجهی سرمايه انسانی متخصص در حوزه‌های علمی مختلف طی 3 دهه گذشته، انگيزه و توانمندی لازم را برای ايجاد يک نهضت علمی فراهم آورده است.

 

  تاکيد مقام معظم رهبری بر لزوم طراحی نقشه جامع علمی کشور و توجه ويژه ايشان به مقوله علم، فناوری و نوآوری تحرک مناسبی در حوزه‌های سياستگذاری و برنامه‌ريزی فراهم کرد تا با مسووليت شورای‌عالی انقلاب فرهنگی و مشارکت ساير موسسات پژوهشی، دانشگاهی و حوزوی نقشه جامع علمی کشور طراحی شود.

 

  اگر همه چيز بر وفق مراد پيش برود و هيچ عاملی مانع انجام تصويب نقشه نشود، ظرف يک ماه آينده شاهد تصويب نهايی نقشه جامع علمی کشور خواهيم بود. اين نقشه که سرنوشت پرفراز و نشيبی داشته، در 2 نسخه پيشنهادی يکی توسط کميته تخصصی شورای‌عالی انقلاب فرهنگی و ديگری توسط وزارت علوم، تحقيقات و فناوری تهيه شده و قرار است مجموعه‌ای جامع يا هماهنگ و پويا از اهداف، سياست‌ها، برنامه‌ها و الزامات برنامه‌ريزی تحول راهبردی علم،‌ فناوری و نوآوری مبتنی بر ارزش‌های اسلامی ايرانی و آينده‌نگر برای دستيابی به اهداف چشم‌انداز کشور باشد. چند و چون تهيه اين نقشه از طرفی و لزوم توجه به آينده‌نگری به عنوان بخش مهم نقشه باعث ‌شد به سراغ دکتر آريا الستی، رئيس مرکز تحقيقات سياست علمی کشور و عضو کميسيون تلفيق نقشه جامع برويم و از او درباره همه آنچه در اين ميان کمتر مورد توجه قرار گرفته، بپرسيم.

  آيا واقعا تمام تحقيقات و مسائل مربوط به سياستگذاری علمی کشور در مرکز شما انجام می‌شود؟

  خير. مرکز ما يک موسسه پژوهشی است و به صورت هيات امنايی مثل ديگر دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها اداره می‌شود و وظيفه‌اش بيشتر مطالعات علم و فناوری و سياست‌سازی است؛ يعنی مسوولان و اعضای هيات علمی مرکز، در جايگاه تصميم‌گيری و سياستگذاری نيستند، بلکه وظيفه تصميم‌سازی و سياست‌سازی را به عهده دارند و نتايج کار آنها به طور طبيعی در اختيار سياستگذاران قرار می‌گيرد.

 

  به اين ترتيب در هر تصميم علمی که در کشور عنوان می‌شود به نوعی شما دخيل هستيد.

 

  به صورت طبيعی اين مرکز تحقيقاتی با وزارت علوم، ارتباط خيلی نزديکی دارد و در واقع مشتری اول نتايج تحقيقاتی اين مرکز معاونت پژوهشی وزارت علوم است. به همين دليل به صورت طبيعی اعضا و همکاران ما در کميته‌ها و کميسيون‌های تصميم‌گيری و سياستگذاری وزارت علوم حاضر هستند و نقش دارند. در تدوين طرح تحول علم و فناوری که وزارت علوم آن را به عنوان نقشه جامع علمی کشور تهيه و به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه کرد، مرکز ما نقش جدی، هم از نظر پشتيبانی سازمانی، اداری، مالی و هم پشتيبانی علمی در اين زمينه داشت.

 

  به نقشه جامع علمی کشور اشاره کرديد، اما چه ضرورت‌ها و دلايلی باعث شد اين نقشه مورد توجه قرار بگيرد؟

 

  پس از فرمايشات مقام معظم رهبری در مرداد 85 درباره لزوم تهيه نقشه جامع علمی کشور، وظيفه تهيه اين نقشه از طرف خود ايشان در بهار 86 به شورای عالی انقلاب فرهنگی محول شد. از طرفی در وزارت علوم و موسسات وابسته به آن از جمله مرکز تحقيقات سياست علمی کشور فعاليت‌های مهمی از قبل شروع شده بود. بدين ترتيب بنا به تصميم وزير وقت علوم قرار براين شد که همه اطلاعات و نتايج فعاليت های انجام شده در مجموعه وزارت علوم در اختيار شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گيرد و خود دست اندرکاران اين موضوع نيز کاملا با اين شورا همکاری کنند. در شورا هم کميسيون تخصصی و کميته تلفيقی به وجود آمد که در آن وزارت علوم نقش جدی داشت. پس از گذشت چند ماه مديران و مسوولان وزارت علوم به اين نتيجه رسيدند که روند کار بر مبنای طرز تلقی وزارت علوم از نقشه جامع علمی کشور که يک تلقی کارشناسانه و منطبق با فرمايشات رهبری بود به پيش نمی‌رود. با اينکه چارچوب اصلی پيشنهاد وزارت علوم بود ولی روشهای تامين اطلاعات مورد نياز و فرآيندهای تصميم سازی و برنامه ريزی مورد قبول نمايندگان وزارت علوم نبود. به همين دليل با مشورتی که با دبير شورای عالی انقلاب فرهنگی انجام شد، به اين نتيجه رسيدند که هر 2 ديدگاه به صورت جداگانه پيش برود، بنابراين به وزارت علوم اجازه داده شد روند قبلی خود را که در قالب طرح تحول علم و فناوری بود، ادامه دهد. در نهايت 2 پيشنهاد برای نقشه جامع علمی کشور ارائه شد.

 

  آقای دکتر! به نظر می‌رسد شاخص‌ترين فعاليت مرکز شما همين مشارکت در تهيه نقشه جامع علمی کشور بوده است.

 

  بتازگی اين طور بوده است، اما کارهای ديگری هم در حال انجام است. به عنوان مثال يک طرح مهم ملی در مرکز ما در حال اجراست به نام پايلوت آينده‌نگاری مناسبترين فناوری‌های ايران 1404 که به صورت مختصر به پامفا 1404 معروف است. اين طرح حدود 2 سال است که در حال انجام است.

 

  به آينده‌نگری که يکی از مهم‌ترين بخش‌های نقشه و سند چشم‌انداز است، اشاره کرديد. به طور کلی اين آينده‌نگری بايد بر مبنای چه شاخص‌ها و اصولی انجام بگيرد و اصولا بهتر نبود پيش از تهيه نقشه جامع علمی کشور به بحث آينده‌نگری و رصد علم و فناوری طی سال‌های آينده می‌پرداختيم؟

 

  يکی از اسناد بالادستی که در اين آينده‌نگاری مورد توجه قرار گرفته، سند چشم‌انداز است. سند چشم‌انداز کليات و چشم‌اندازی را از آينده مطلوب علمی و فناوری کشور ترسيم کرده است. اما بهتر بود اين آينده نگاری پيش از تهيه نقشه جامع علمی کشور انجام می‌شد. البته نسخه نقشه جامعی که توسط وزارت علوم آماده شد يک بخش آينده‌نگاری نيز دارد اما نه به مبسوطی نتايج پامفا. اتفاقا همين گروهی که در مرکز ما طرح پامفا را انجام می‌دهند، بخش آينده‌نگاری پيش‌نويس نقشه جامع علمی کشور را هم آماده کردند. ولی خب زمان کم بود و بايد سريع‌تر به اهداف مربوط به نقشه می‌رسيديم. درست است که بخش آينده‌نگاری نقشه به صورت خلاصه و با روش‌های ديگری انجام شده، اما از نتايج اوليه اين طرح پامفا که 2 سال است روی آن کار تخصصی انجام می‌شود، استفاده کافی شده است. نتايج طرح پامفا در آينده هم در برنامه‌های مختلف استفاده خواهد شد. مثلا اگر به آخرين مراحل تدوين برنامه پنجم توسعه برسد، شايد در آنجا هم استفاده شود. اما مهم‌ترين فوايد انجام طرح پامفا از ديد من، يکی کسب تجربه انجام اين طرح ملی و پيچيده است و دوم تربيت يک گروه متخصص با تجربه کار ملی در اين زمينه است و سوم اينکه فرصتی پيش آمده که نتايج آينده نگاری و شيوه استفاده از آنها را به مسوولان و سياستگذاران علم و فناوری نشان می‌دهيم.

 

  اين کار مستلزم صرف هزينه و زمان است. آيا کسب اين تجربه ارزش گذشتن از اين 2 مقوله مهم را داشت؟

 

  نظر شما را به تجربه ديگر کشورها جلب می‌کنم؛ کشورهايی مثل ژاپن حدود 8 دوره از اين آينده‌پژوهی را پشت‌سر گذاشتند و کشورهای ديگر بدون استثنا مرحله يادگيری و استفاده از تجارب ديگران را داشته‌اند. به عنوان مثال کره‌ای‌ها از ژاپنی‌ها، فرانسوی‌ها از کره‌ای‌ها و آلمانی‌ها از ژاپنی‌ها استفاده کرده‌اند. آلمان‌ها برای دور اول آينده‌نگری، تيمی را به ژاپن فرستادند تا آموزش ببينند و پس از آن در دوره بعدی تيمی از ژاپن بر کارهای آنها نظارت داشت. برای اين که نرخ مشارکت خيلی پايين بود، انها اعلام کردند که اين دوره‌ها تجربی و آزمايشی بوده است.

 

  به کشورهايی همچون آلمان، ژاپن و کره جنوبی اشاره کرديد که با کمک يکديگر توانسته‌اند در اين مسير حرکت کنند. نمی‌دانم چرا ما نخواستيم رويه مشابه آنها را در پيش بگيريم.

 

  برای اولين بار در کشور نقشه می‌نويسيم و مطالعه آينده‌نگاری انجام می‌‌دهيم. به همين دليل هم کارها بطئی انجام می‌‌شوند، اما به همين مقدار که اين کار را شروع کرده‌ايم اميدوار کننده استلازمه اين موضوع صرف هزينه و بودجه کلان است. يکی از مشکلات ما اين بود که آشنايی چندانی در بين مديران و مسوولان کشور در اين خصوص وجود نداشت و توجيه نبودند و به همين دليل گرفتن بودجه مناسب برای چنين طرح عظيمی بسيار سخت بود. يکی از اهداف انجام اين طرح هم همين بود که اول نتايج را به مسوولان نشان بدهيم تا بتوانيم آنها را متقاعد کنيم. اين کار بايد به صورت مداوم انجام شود.

 

  حال اين پرسش مطرح می‌شود که آيا صرف هزينه برای ما اهميت داشت يا گذشت زمان و عقب ماندن از رقبا؟ پرسش ديگر اين که آيا نبايد از ابتدا زيرساخت‌های لازم برای پذيرش اين موضوع مهم ايجاد می‌شد؟

 

  مهم‌ترين زيرساخت برای اين طرح بودجه نيست و چند مساله ديگر نيز وجود دارد. در آينده‌نگاری ملی علم و فناوری يکی از مهم‌ترين زيرساخت‌ها وجود يک نهاد مجرب در انجام اين کار ملی است. اين نهاد بايد شامل متخصصينی باشد که چنين کاری را تجربه کرده، دانش آن را داشته، اطلاعات بين‌المللی خوبی در اين زمينه به دست آورده و نسبت به فرآيند کار کاملا مشرف باشند.

 

  مساله مهم بعدی اين است که بايد در ميان جامعه علمی فرهنگ‌سازی کرد که در اين طرح مشارکت کنند.

 

  منظور من هم همين بود. آيا نبايد جامعه علمی کشور را برای اين موضوع از قبل آماده می‌کرديم؟

 

  با همين طرح انجام شد. به همين دليل کار را با متانت جلوی می‌برديم و نتيجه آن کسب مشارکت 70 درصدی است که رقم بسيار بزرگی در مقايسه با تجربيات ديگر کشورها به حساب می‌آيد. در واقع انرژی قابل توجهی در فرهنگ‌سازی و تماس‌های مستقيم با حدود هزار دانشمند، پژوهشگر و مدير علم و فناوری صرف کرده‌ايم.

 

  در واقع سعی کرديد کشور را با موضوع درگير کنيد تا اين هدف به پيش برود؟

 

  بله. در انجام اين طرح بخش‌های بسياری از دستگاه‌‌ها به ما کمک و همفکری کردند. هر دستگاه يا مجموعه‌ای که به نوعی با اين موضوع مرتبط بود درگير اين پروژه شد.

 

  آقای دکتر! آينده‌نگاری، بخشی از نقشه و سند چشم‌انداز است و زمانی مطرح شده و کارهای روی آن صورت گرفته که حداقل حدود 5 سال از سند را پشت سر گذاشته‌ايم. آيا با وجود آينده‌نگاری می‌توانيم به جبران کردن زمان از دست رفته و همگام شدن با اهداف اميدوار باشيم؟

 

  نقشه جامع علمی کشور 3 سال پيش از سوی رهبر معظم انقلاب طرح شد. طبيعی است بدنه سياستگذاری و مديران علم و فناوری در کل کشور و بخصوص در وزارت علوم به زمان برای توجيه شدن نياز داشتند. خوشبختانه در وزارت علوم با همکاری مرکز ما، يک طرح تحول علم و فناوری شروع شده بود که تعاريف آن خيلی به فرمايشات رهبر معظم انقلاب نزديک بود و در موارد اختلاف هم وزارت علوم سعی کرد خيلی سريع با نظرات ايشان انطباق بدهد. به هر حال اين نقشه در واقع به نوعی يک سند نوآورانه است. نمونه‌ای دقيقا با اين تعريف در کشورهای ديگر وجود ندارد برای اين‌که چنين سند مهمی آماده شود و اين‌که برای جامعه علمی يا حداقل بخش قابل توجهی از بدنه علم و فناوری تعريف شود، به زمان نياز داشتيم. گفتگوها، بحث‌ها، مقالات، سخنرانی‌های مختلف صورت گرفت، تا اين که شورای عالی انقلاب فرهنگی مسوول اجرای اين کار شد. وزارت علوم هم وظيفه داشت کارهای خودش را پيش ببرد و به شورای عالی برای تصميم‌گيری نهايی ارائه کند که در واقع نقشه،‌ در حال حاضر در همين مرحله است.

 

  بنابراين اگر بخواهيم صحبت شما را دقيق‌تر کنيم به اين ترتيب می‌شود که 3 سال از آن قضيه گذشته است و الان هم حداقل 2 پيشنهاد روی ميز شورای عالی انقلاب فرهنگی است.

 

  پس به اعتقاد شما زمان زيادی نگذشته است. در حالی که 3 سال جامعه علمی ما درگير تدوين نقشه بوده است؟

 

  خير. از ديد شخصی من زمان زيادی گذشته است و در واقع نمی‌توانم بگويم کل مجموعه دست‌اندرکار در کشور در اين زمينه وقت تلف نکرده است. اين اتلاف وقت شايد به اين موضوع برگردد که رهبری مساله ای را فراتر از توان بالفعل کشور مطرح و استعداد کشور را به سمت انجام چنين مهمی سوق دادند. مدتی طول کشيد تا اين آمادگی به وجود بيايد و فهم درستی از تقاضاهای ايشان ايجاد شود. پس از آن ساز و کارها آماده و اجرا شدند. البته دوگانگی‌هايی هم در اين ميان به وجود آمد. مثلا در خصوص اين که اصلا چه مجموعه‌هايی بايد اين کار مهم را انجام دهند، اطلاعات مورد نياز برای تهيه نقشه به چه ترتيب بايد آماده شوند، و به طور کلی اصول و چارچوب‌های نقشه چيست، هنوز هم اختلاف نظر هست و کشور به يک اتفاق نظر نرسيده است. هر چند شايد اين يک ضعف باشد، اما يک واقعيت است و همين که ما بر مبنای فرمايش‌های مقام معظم رهبری به تکاپوی تهيه نقشه افتاديم و ضعف های خود را متوجه شديم و در جهت رفع آن گام برمی‌داريم، خود يک حرکت مثبت است. به هر حال کشور ما از لحاظ سياستگذاری علم و فناوری کاملا جوان است،‌ يعنی ما نهادهايی داريم که هر کدام توانايی انجام بخش هايی از زنجيره سياستگذاری علم و فناوری را دارند، اما تقسيم کاری متناسب در ميان آنها هيچ وقت انجام نشده، ضمن آن که تجربه بعضی از بخشهای اين زنجيره اصلا در کشور وجود ندارد. اگراين تقسيم کار ملی به خوبی انجام شود و زنجيره فعاليتهای سياستگذاری علم وفناوری بسته شود آنگاه کار به صورت دائم اتفاق خواهد افتاد و ما می‌توانيم ادعا کنيم که هر 3 سال يک بار برنامه‌ريزی علم و فناوری کشور که اسم آن را نقشه جامع علمی کشور گذاشته‌اند، بازنگری و تکميل می‌شود. اين طور نيست که ما يک برنامه را برای 20 سال آينده خود داشته باشيم و بعد برويم تا 20سال بعد. خير هر 3 سال بايد اين برنامه ارزيابی، بازنگری، بازنويسی و به اين ترتيب نقاط قدرت و ضعف آن مشخص شود.

 

  اين موضوع به شرطی درست است که ما فقط خودمان را ببينيم، اما وقتی کشور را با رقبا مقايسه می‌کنيم، چطور؟ آيا اين‌طور به نظر نمی‌رسد که ما در آرامش مشغول تدوين نقشه و سند هستيم و کشورهای ديگر بسرعت به سمت اهداف خود پيش می‌روند؟

 

  ما در زمينه برنامه ريزی علم وفناوری در منطقه کشوری پيشرو هستيم. البته ترکيه مدتی است اين کار را شروع کرده و به دليل تعاملات زيادی که با کشورهای ديگر دارد، کمی سريع‌تر کار را انجام داده است. اما آن ميزانی که ما تجربه ملی و بومی در اين زمينه کسب کرديم، آنها کسب نکرده اند. درست است در نوشتن اسناد، ارزيابی‌ها، آيند‌ه‌نگاری و تمام فرآيندهای مختلف سياستگذاری علمی و فناوری پيشرفت قابل ملاحظه‌ای دارند، اما هيچ کشوری به سرعت کشور ما تجربه ملی کسب نکرده است. من تاکيد می‌کنم ما اين کار را بومی کرده‌ايم.

 

  ما در دوره اول دقيقا کار ژاپنی‌ها را اجرا کرديم و متوجه شديم اين کار در کشور ما کاملا به شکست می‌انجامد و بعد فهميديم چرا آلمان‌ها 3 دوره آينده‌نگاری انجام دادند و هر 3 دوره را آموزشی و آزمايشی اعلام کردند که اعتباری ندارد و در واقع طی اين دوره‌ها روش‌های مناسب خودشان را تدوين کردند. ما سعی کرديم در اولين دوره بتوانيم اين کار را انجام بدهيم و به قول شما اين خود يک ميانبر بود.

 

  آيا اين آينده‌نگاری دقيقا براساس سند و نقشه پيش می‌رود؟ يعنی موضوعات آن به افق نهايی سند پرداخته يا به زمان جلوتر هم فکر کرده است؟

 

  در حال حاضر ما توانايی جلوتر رفتن را نداريم؛ البته گزارش‌ها نشان می‌دهند ژاپن روی افق 50 سال خود کار می‌کند. شايد در موضوع‌های سياسی افق 50 ساله وجود داشته باشد، اما در حوزه علم و فناوری کمتر کشوری توان تعيين افق بلندمدت را دارد. آنچه خيلی متداول است افق‌های 15 ساله يا 20 ساله است.

 

  پرسش من هم همين است که چرا 20 سال؟ آيا بهتر نبود زمان را کوتاه‌تر می‌کرديم و مثلا 10 ساله می‌شد؟

 

  اتفاقا 10 ساله متداول‌تر است. هر چه افق را نزديک‌تر کنيد اعتبار نتايج آينده‌نگاری هم بالاتر می‌رود.

 

  بله. شايد خيلی از افراد فکر کنند تا 20 سال آينده آنقدر زمان داريم که اگر در بخش‌هايی هم کم‌کاری کنيم باز هم زمان برای جبران داريم.

 

  درست است، اما ما چاره‌ای نداريم. بايد ببينيم 20 سال آينده دنيا به کجا می‌رود و ما می‌خواهيم به کجا برويم. برای رسيدن به آن چه کارهايی را بايد انجام دهيم. بعد بايد اين اولويت‌ها را تقسيم کرد در برنامه‌های 5 ساله و اين برنامه را هم حتی بايد به برنامه‌های دستگاهی يک ساله تقسيم کرد، يعنی هر دستگاهی برای خودش بايد برنامه يک ساله منطبق بر برنامه 5 ساله حوزه خودش داشته باشد. اين 5 سالها جمع می‌شوند و می‌رسيم به افق چشم‌انداز.

 

  اما آيا ما می‌توانيم افقی دقيق از آينده دنيا ترسيم کنيم. در حالی که می‌دانيم علم و فناوری دنيا نه‌تنها سال به سال و ماه به ماه بلکه ساعت به ساعت تغيير می‌کند و رو به جلو می‌رود.

 

  کاملا درست است. به همين دليل آينده‌نگاری کاری بسيار مشکل و پيچيده است. در اينجا بايد تاکيد کنم که آينده‌نگاری، پيش‌بينی نيست.

 

  در آينده‌نگاری برخی پيش‌بينی‌هايی اتفاق می‌افتد، اما منظور از آن نوشتن آينده است، چون آينده بر مبنای يک سلسله اعمالی است که ما امروز انجام می‌دهيم، يعنی شما با کارهايی که الان انجام می‌دهيد می‌توانيد آينده را شکل دهيد. بعضی از اين کارها اثرات کوچک و محلی دارند. بعضی اوقات اين کارها اثر کشوری، منطقه‌ای يا حتی جهانی دارد. اين طور می‌توانيم بگوييم که آينده بر اثر رفتار و اعمال امروز ما شکل می‌گيرد. اين که ما بخواهيم آينده خودمان را رقم بزنيم، احتياج به هم آهنگی ملی دارد. چرا که در حوزه علم و فناوری نمی‌توانيم دستوری عمل کنيم و بگوييم چون می‌خواهيم به اين موقعيت خاص برسيم آقای استاد، آقای مدير، آقای مخترع و. . . لطفا اين کارها را انجام دهيد. چنين چيزی ممکن نيست. در واقع استخراج علم و خلق فناوری در مغزهای جامعه ايجاد می‌شود، بنابراين بايد آنها را با برنامه کلی همراه کرد. پس آينده مطلوب را بايد بر مبنای وفاق ملی و دسته‌جمعی به وجود بياوريم و برای اين کار بايد اذهان جامعه علمی را آماده کرد.

 

  به نظر می‌رسد وقتی سند چشم‌انداز مطرح می‌شود هم، دستوری عمل می‌کنيم و اهداف را برای زمان مشخص تعيين می‌کنيم.

 

  بله و البته به همين ترتيب تفاوت‌ها مشخص می‌شود. طرح آينده‌نگاری يک فعاليت از پايين به بالاست، يعنی نظرات و پيش‌بينی‌ها و آرمان‌های جامعه جمع می‌شوند و بعد بر مبنای آنها تصميماتی در حوزه‌های سياستگذار گرفته می‌شود و در قالب اسناد از بالا به پايين ابلاغ می‌شود. اگر ما کار اول را انجام ندهيم، يعنی اسناد و مقررات ما بر مبنای مطالعات از پايين به بالا ارائه نشود به يک دستورالعمل و ابلاغيه تبديل می‌شود که ما را به هيچ کجا نخواهد رساند و اطمينان می‌دهم در حد دستور، يک سری تحرکاتی اتفاق می‌افتد، اما به افقی که می‌خواهيم، نمی‌رسيم.

 

  شما فکر نمی‌کنيد که در حال حاضر هم به چنين وضعيتی دچار هستيم؟

 

  از ديد من اين تازه شروع است و ما اين فرآيند زنجيره ای را هنوز تکميل نکرده‌ايم و هنوز فرايند آينده نگاری از پايين به بالا و سياستگذاری از بالا به پايين به صورت روند معمول کشور نشده است. بهر حال واقعيت اين است که برای اولين بار در کشور نقشه می‌نويسيم و مطالعه آينده‌نگاری انجام می‌‌دهيم. به همين دليل هم کارها بطئی انجام می‌‌شوند، اما به همين مقدار که اين کار را شروع کرده‌ايم اميدوار کننده است. بايد ديد اين بطئی بودن به چه دليل است و ما چه چيزی به دست می‌آوريم و بابت آن چه هزينه‌ای می‌پردازيم. هزينه‌ای که بابت آن پرداخت می‌کنيم همين است که شايد از کشورهای ديگر عقب بمانيم و در اين زمينه حرف شما تا حدی درست است. اما آنچه کسب می‌کنيم اين است که يک تجربه کاملا بومی بدست ميآوريم. اين‌که مستقيم با کشورهای صاحب تجربه ارتباط داشته باشيم، يعنی امکان آموزش‌های بين‌المللی برای همکاران ما وجود داشته باشد، ايده آل است ولی در شرايط فعلی محدوديت ها زياد است و همين طور بودجه کافی برای اين قضايا در اختيار نداريم. در ضمن تيم‌های ناظر بر کارهای ما هم وجود ندارند و جزو نقيصه‌های ما محسوب می‌شود. با اين شرايط کار بزرگی است که ما بياييم کار را شروع کنيم و تجربه کسب کنيم و بکوشيم تمام مراحل و فرآيندها را اجرا کنيم و در اين فرصت به تجربيات ملی و بومی خودمان برسيم.

 

  يعنی برخی محدوديت‌ها باعث شده ما بومی عمل کنيم که اين موضوع اتفاقا از ديد شما اتفاقی مثبت است.

 

  بله. نکته اين است که ما خودمان را با خودمان مقايسه می‌کنيم. ما يک کشور انقلاب کرده با همت و سطح توقع بالا هستيم و انتظارات زيادی از خودمان داريم. به همين دليل همواره احساس می‌کنيم که عقب هستيم وتا اينجا اين احساس خوبی است چون محرک به جلو است. اما نبايد اين باعث شود که اعتماد به نفس خودمان را از دست بدهيم و احساس کنيم رو به پيشرفت نيستيم. نه اين‌طوری نيست. اگر به دور و برمان نگاه کنيم می‌بينيم که ما در خيلی حوزه ها سعی و تلاش می‌کنيم و موفق هستيم. اگر اين‌طور نبود که ديگران اينقدر نسبت به کشور ما شتابزده و هراسان عمل نمی‌کردند.

 

  در نهايت شما کاملا اميد داريد که اين زنجيره تکميل شود؟

 

  شايد ما در بخش‌هايی از نقشه دچار ضعف باشيم، اما همين‌که ضعفهای اطلاعات خود را مشخص کرديم و برای رفع آن گام برداشتيم، اين يک حرکت مثبت است چاره‌ای نداريم. اگر اين موضوع محقق نشود آن‌وقت است که بايد نگران شويم. البته من در اين باره خوشبين هستم زيرا بالاترين مقام کشور، بيشترين پيگيری را در اين زمينه انجام می‌دهد. اين نقطه قوت کار است. بعد از ايشان اگر هر نهادی به اين نوع برنامه‌ريزی اعتقادی نداشته باشد يا کوتاهی و کارشکنی کند، تنها مشکلی کوچک محسوب می‌شود، زيرا عزم ملی برای پيشبرد اهداف توسعه علم و فناوری بر اساس يک برنامه مدون به وجود آمده است. در حال حاضر همه مشغول بحث درباره تقسيم کار ملی هستند که آن هم طبيعی است. من واقعا در دوره دولت دهم و در دوره برنامه پنجم اميدوارم که اين اتفاق بيفتد. در غير اين‌صورت من هم جزو کسانی خواهم شد که معتقدند خيلی عقب مانده‌ايم و وقت را تلف کرده‌ايم. تا الان وقتی اتفاقاتی که پيش آمده را بررسی می‌کنم آنها را در يک فرآيند يادگيری ملی طبيعی می‌دانم، اما در حال حاضر تمام زيرساخت‌ها را به وجود آورده‌ايم و موقع آن است که نخ تسبيح را وارد دانه‌ها بکنيم و اين زنجيره بسته بشود و به صورت روند دائم دربيايد.

 

  خيلی‌ها معاونت علمی رياست جمهوری را کاتاليزور و نخ تسبيح ‌در ميان اين فعاليت‌ها می‌دانند. آيا شما فکر نمی‌کنيد بودجه‌های پژوهشی که دست معاونت است می‌تواند اين روند را سرعت ببخشد؟

 

  برداشت من اين است که معاونت علمی هم می‌تواند بخشی مهم از قضيه باشد، اما معاونت علمی را نخ تسبيح نمی‌دانم.

 

  چرا؟ مگر بيشترين سهم بودجه حوزه علم و فناوری در حال حاضر در دست معاونت نيست؟

 

  يکی از بحث‌های رايج در کشور هم همين است. به هر حال نظر من و همکارانم در وزارت علوم بيشتر به اين نکته معطوف است که توسعه و پيشرفت علم و فناوری 2 بخش عمده دارد.

 

  يکی فشار علم و فناوری است و ديگری کشش بازار و اقتصاد. بخش اول در حيطه وظايف شورای عالی علوم، تحقيقات و فناوری است که با محوريت اجرايی وزارت علوم و همکاری و همفکری ساير دستگاه ها قابل انجام است.

 

  اما بخش دوم به اين موضوع باز می‌گردد که اگر علم و فناوری را توليد کنيم ولی آنها کاربردی در جامعه نداشته باشند بعد از مدتی ريشه همين نهضت توليد علم هم خشک خواهد شد. يعنی نوآوری بدون شکوفايی يا علم بدون عمل يا کشت درخت بدون برداشت ميوه که همه آنها دير يا زود محکوم به شکست خواهند بود. نکاتی که مقام معظم رهبری می‌فرمايند بسيار حکيمانه است. ايشان اصرار دارند به نوآوری و شکوفايی. آن شکوفايی در اصطلاح سياستگذاری علم و فناوری همان کشش بازار يا تقاضای جامعه است.

 

  يعنی کاهش شکاف بين صنعت و دانشگاه؟

 

  صنعت هم يک بخش از جامعه است. بخش‌های مختلف جامعه نياز به ارتباط با دانشگاه دارند زيرا دچار مشکل هستند. به عنوان نمونه بانک‌های ما مشکل دارند. ما در حوزه‌های علميه و دانشگاه‌هايمان، علمی درباره بانکداری اسلامی داريم، اما در بانک‌ها کاربرد پيدا نمی‌کند. در فرهنگ هم همين‌طور. اگر بين اينها پلی به وجود نيايد مشکلات ما حل نخواهد شد. دولت ما بخش علم و فناوری را مرتب تشويق می‌کند، اما دولت بخشی از جامعه است و در واقع جامعه بايد متقاضی اين امر باشد. در کشورهايی که در اصطلاح توسعه پايدار در آنها ايجاد شده 20 درصد نقش دولت است و 80 درصد باقيمانده را بخش‌های مردمی شامل می‌شوند. بنابراين ما در کاربردی کردن علم و فناوری در جامعه به صورت عمومی و ايجاد تقاضا موفق نبوده‌ايم. در واقع کاربردی شدن علم و فناوری بخشی مغفول در نهادها و سازمان‌های ماست. اين وظيفه بخوبی توسط نهاد معاونت علم و فناوری رياست جمهوری می‌تواند انجام شود، چون برای اين کار احتياج به اختيارات رئيس‌جمهور است. اگر اين تقسيم کار بخوبی اتفاق بيفتد ما می‌توانيم شاهد يک توازن باشيم به همين علت است که معتقديم صحيح نيست معاونت علم و فناوری در زمينه‌های پژوهش اقدام و تصميم‌گيری کند و در نهايت توزيع بودجه را به عهده داشته باشد. اينها در جهت متمايل کردن اين نهاد مهم از فعاليت دوم (ايجاد تقاضا در تمام آحاد جامعه) به فعاليت اول (توليد علم و فناوری) است. فعاليت اول در حال حاضر متصدی دارد و اگر به کندی پيش می‌رود بايد کمک کنيم تا روند سريع‌تری را در پيش بگيرد. نبايد به عنوان نهاد دوم کار موازی انجام دهيم. فعاليت دوم است که در کشور مغفول مانده و فعاليت مهمی است و بدون آن امکان ندارد علم و فناوری کشور روند رو به توسعه‌ای داشته باشد. ما تا کی می‌توانيم علم و فناوری را از طريق بودجه دولت و بودجه نفت اداره کنيم. مطمئنا بسرعت اين سرمايه‌ها به انتها خواهد رسيد و اصلا ممکن است دولتی روی کار بيايد که هيچ انگيزه‌ای برای اين کار نداشته باشد و ترجيح دهد بودجه را در جاهای ديگر خرج کند، بنابراين توسعه علم و فناوری روی زمين خواهد ماند.

 

  اجازه دهيد با يک مثال نظرم را روشن‌تر کنم. فرض کنيد که می‌خواهيد آتشی روشن کنيد. ابتدا هيزم اندکی (توان فعلی علمی کشور) جمع می‌کنيد. اين هيزم با کبريت روشن نمی‌شود، بنابراين نفت و بنزين (بودجه حمايتی دولت) روی آن می‌ريزيد. شايد برای چند بار معدود لازم باشد اين کار را انجام دهيد. وقتی آتش را روشن کرديد فعل و انفعالات شيميايی انجام می‌شود و بعد انرژی و گرمای توليد شده خودش به سوزاندن بقيه مواد کمک می‌کند. در واقع لازم نيست مرتب روی آتش نفت بريزيد. وضعيت فعلی ما هم همين‌طور است و دائم به پای فعاليت‌های علم و فناوری کشور نفت (بودجه دولتی) می‌ريزيم. اين نفت فقط برای يک دوره کوتاه لازم است و بايد دولت در مراحل اوليه اين بودجه را تزريق کند و در واقع بودجه 3 درصد Gpd برای تقويت علم و فناوری تا يکی دو دوره برنامه 5 ساله لازم است، اما در اين مدت لازم داريم هيزم (کشش بازار يا تقاضای جامعه) تهيه کنيم و اين هيزم‌ها باعث شوند فعاليت به صورت خودکار و دائم ادامه پيدا کند و اين زنجيره تکميل شود. منظور از فراهم آوردن هيزم همان فعاليت دوم (ايجاد تقاضای واقعی علم و فناوری در تمام بخشهای جامعه) است که متاسفانه در اين زمينه بسيار ضعيف هستيم.

 

  پس شما هم معتقديد با تزريق بودجه دولتی اين شکاف گسترش بيشتری پيدا می‌کند؟

 

  تصور کنيد به جای اين که يک نفر هيزم بياورد و نفر ديگر نفت را برای روشن شدن اوليه فراهم کند هر 2 در کنار هم فقط روی آتش نفت بريزند. در چنين شرايطی نفت بسرعت تمام می‌شود و آتش هم خاموش می‌شود. به همين دليل نظر شخصی من اين است که نهاد معاونت علم و فناوری نهاد بسيار مهمی است و اگر به موضوعات نوع دوم که مربوط به ايجاد تقاضا و کاربرد علم و فناوری در جامعه است بپردازد مهم‌‌ترين و مغفول‌ترين بخش اين کار را انجام داده است، اما اگر بخواهد موازی کاری انجام دهد و اقداماتی که در شان دستگاه‌هاست نه رئيس‌جمهور توسط اين نهاد انجام بشود نه‌تنها روند زنجيره را دچار اشکال می‌کند،‌ بلکه در برخی موارد به تقابل هم می‌انجامد.

 

  برگرديم به نقشه‌، که قرار است تا يک ماه ديگر تصويب شود. در کل شما معتقديد که اين نقشه قطعی نيست؟

 

  هيچ وقت نقشه قطعی نخواهيم داشت و در واقع اين پيش‌نويس نقشه است که بايد با وجود مقداری نقص به تصويب برسد. سپس بايد دوره‌ای را تعيين کرد که هر 2 يا 3 سال بازنويسی شود و مطالعات لازم برای بازنويسی آن انجام شود.

 

  به نظر شما با تصويب نقشه و ارائه آن به نهادها و سازمان‌های مربوطه می‌توانيم به سرعت بيشتر چرخه علم و فناوری در کشور اميدوار باشيم؟

 

  وزارت علوم، و ساير نهادهايی که پيشنهادی را آماده کردند به شورا ارائه داده اند. تا آنجا که اطلاع دارم به صورت هفتگی در حال بررسی است. اميدوارم طی دو سه ماه آينده شورا تصميم نهايی را بگيرد. اين يک قانونی می‌شود که هر مجموعه‌ای وظيفه دارد جايگاه خود را در آن مشخص کند و برنامه‌های خودش را بر مبنای آن تعيين نمايد و تقسيم کارها بر اساس آنچه که در نقشه جامع پيش بينی شده انجام می‌شود. طبيعی است که با انجام اين تقسيم کار ملی و نظارت و ارزيابی مراجع ذيصلاح اميد است روند پيشرفت علم و فناوری دارای يک آهنک يکنواخت و سريع‌تر از گذشته شود.

 

  منبع جام جام : بهاره صفوی

  دوشنبه 23 شهريور 1388 - ساعت 00:01شماره خبر: 100917286136



نوع مطلب :
برچسب ها : بدون نقشه جامع علمی ، درخت بی ميوه ايم,

0       
دوشنبه 17 تير 1392
ابوالفضل ظهوریان